تبليغاتX
اندیشه مذهبی

اندیشه مذهبی

آشنایی جوان امروزی با اندیشه های اسلامی


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 23:18  توسط یا علی  | 

میلاد نور مبارک

 

میلاد نور

پیغمبر صلی الله علیه و آله هنگام زوال روز جمعه دوازدهم ماه ربیع الاول در عام الفیل متولد شد. روایتی نیز دارد که تولدش هنگام سپیده دم بوده و چهل سال پیش از بعثت خودش بوده است. مادرش در ایام تشریق (11 ـ 13 ذی الحجه) در کنار جمره وسطی به او آبستن شد و در منزل عبدالمطلب بود و او را در شعب ابوطالب در خانه محمدبن یوسف در دورترین گوشه سمت چپ تو که وارد خانه می شوی زاییده است.

خیزران آن خانه را از کاخ محمدبن یوسف جدا کرد و مسجدش نمود که مردم در آن نماز می خوانند (زیرا آن خانه را پیغمبر صلی الله علیه و آله به عقیل بخشیده بود و اولاد عقیل آن را به محمدبن یوسف برادر حجاج فروختند و محمّد آن را ضمیمه کاخ خود کرده بود). پیغمبر صلی الله علیه و آله بعد از بعثت خود سیزده سال در مکه ماند سپس به مدینه هجرت کرد و ده سال در آن زیست.

* * *

دو ماه بیشتر نداشت که پدرش عبداللّه در شهر مدینه نزد دائی های آن حضرت مرد. و چون چهار ساله شد مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف و سن آن حضرت هشت سال بود که عبدالمطلب از دنیا رفت. بیست و چند ساله بود که با خدیجه علیهاالسلام ازدواج کرد و پیش از بعثت برای او قاسم و رقیه و زینب و ام کلثوم را زایید و بعد از بعثت جز فاطمه علیهاالسلام برای او فرزندی نیاورده است. و طیب و طاهر هم پیش از بعثت او زاییده شدند.

وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از شعب بیرون آمد (در محاصره چند ساله ای که از طرف قریش نسبت به بنی هاشم و یاران پیغمبر به وجود آمد) خدیجه علیهاالسلام وفات کرد و آن یک سال پیش از هجرت بود و پس از یک سال از درگذشت خدیجه، ابوطالب علیه السلام درگذشت و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله این هر دو را از دست داد از ماندن در مکه بدش آمد و اندوه فراوان او را گرفت و از این موضوع به جبرئیل شکایت کرد و خدا به او وحی کرد که از این شهری که اهلش ستمکارند بیرون رو که در مکه پس از ابی طالب یاوری نداری و به آن حضرت فرمان هجرت داد.

سیّد اولاد آدم

از حسین بن عبداللّه گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: رسول خدا صلی الله علیه و آله سیّد اولاد آدم بود؟ فرمود: به خدا سید همه خلق بود. خدا نفس کشی بهتر از محمد صلی الله علیه و آله نیافریده است.

از امام صادق علیه السلام ، رسول خدا صلی الله علیه و آله یاد کرد و فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده است نیافریده خدا نفس کشی بهتر از محمّد صلی الله علیه و آله .

از امام صادق علیه السلام فرمود: خدا تبارک و تعالی فرمود: ای محمّد! به راستی من تو را و علی را یک روح بی تن آفریدم پیش از آنکه بیافرینم آسمانم و زمینم و عرشم و دریایم را و تو همیشه مرا تمجید می کردی و به یگانگی ستایش می نمودی.

و سپس هر دو روح شما را گرد آوردم و آنها را یکی کردم و او مرا تمجید می کرد و تقدیس می کرد و به یگانگی می ستود. سپس شما را دو نیم کردم و هر نیمی را هم دو نیم کردم، چهار شد محمد یکی و علی یکی و حسن و حسین دو تا و سپس فاطمه را از روحی آفرید که بی تن آن را آغاز نمود، سپس با دست خود ما را مسح کرد و نور خود را در ما روان ساخت.

از ابی حمزه گوید: شنیدم از امام باقر علیه السلام که می فرمود: خدا به محمد صلی الله علیه و آله وحی کرد ای محمد! به راستی من تو را آفریدم تو چیزی نبودی و از روح خود در تو دمیدم و بدان تو را گرامی و ارجمند داشتم برای آنکه فرمانبری تو را بر همه آفریده های خودم بایست نمودم، هر که تو را فرمان برد، مرا فرمان برده است و هر که تو را نافرمانی کند مرا نافرمانی کرده و این را درباره علی و نژادش هم بایست نمودم آنها را که به خود مخصوص نمودم (یعنی امامان معصوم).

گواه آفرینش

از محمدبن سنان گوید: من نزد امام محمدتقی علیه السلام بودم و از اختلاف شیعه سخن گفتم فرمود: ای محمد! به راستی خدای تبارک و تعالی همیشه یگانه و تنها بود، سپس محمد و علی و فاطمه را آفرید و هزار دهر درنگ کردند. سپس همه چیز را آفرید و آنان را گواه آفرینش همه چیز ساخت و فرمان بری آنان را بر همه چیز مجری نمود و امورشان را بدان ها واگذاشت. پس آنانند که حلال کنند، هر چه را خواهند و حرام کنند هر چه را خواهند و هرگز نخواهند جز آنچه را تبارک و تعالی خواهد سپس فرمود: ای محمد! این است آن دینی که هر که از آن پیش افتد، بیرون جهد و هر که از آن پس افتد نابود گردد و هر که بدان چسبد به مقصد رسد، بگیر آن را برای خود ای محمد!

پیمان الهی

از امام صادق علیه السلام که یکی از قریش بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد به چه چیز از همه پیغمبران پیش افتادی با اینکه پس از همه مبعوث شدی و پایان آنهایی؟ فرمود: من نخستین کسی بودم که به پروردگار گرویدم و نخستین کس بودم که پاسخ دادم به خدا، چون پیمان از پیمبران گرفت و آنان را بر خویش گواه ساخت که آیا نیستم من پروردگار شما؟ گفتند: چرا، من اول پیغمبر بودم که گفتم: چرا و از همه در اقرار پیش افتادم.

* * *

از جابربن یزید گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: ای جابر! به راستی که خدا نخست چیزی که آفرید، محمد صلی الله علیه و آله را آفرید و خاندان رهبر و رهیاب او را و همه نمونه های روشنی بودند در برابر خدا، گفتم: نمونه ها و اشباح چیستند؟ فرمود: سایه نور، پیکره های درخشان بی روح و همه از یک روح کمک می گرفتند که روح القدس است.

و به او و خاندانش بود که خدا پرستیده شد و از این رو خدا آنها را بردبار، دانشمند، نیک و پاک آفرید، خدا را به نماز و روزه و سجده و تسبیح و تهلیل می پرستیدند و نمازها را می خواندند و حج می کردند، و روزه می داشتند.

        



     


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 23:10  توسط یا علی  | 

چه کنم دخترم حجاب را رعایت کند؟



مادر از حجاب برتر (چادر) و پدر از ادب لازم (در ارتباط با جنس مخالف) برخوردارند. اما دختر نوجوان خانواده، از حجاب مطلوب برخوردار نیست. چرا؟


حجاب
فراموش نکنیم که بهترین و مؤثرترین روش تربیتی روش تربیتی الگویی است. به عبارت دیگر فرزندان ما نه از طریق شنیدن، که از طریق دیدن آموزش می بینند و تربیت می شوند. برخی از کارشناسان و روانشناسان علوم تربیتی معتقدند 75 درصد یادگیری های فرزندان از راه چشم و 25 درصد از طریق حواس دیگر صورت می گیرد. بنابراین والدینی که خود در گفتار و رفتار به ارزش ها و معیارهای دینی و اخلاقی پایبند می باشند، فرزندان تربیت شده و دینی خواهند داشت.

برای رسیدن به موقعیت و موفقیت مذکور، یعنی پرورش فرزندانی دینی و به ویژه نهادینه ساختن مسأله مهم حجاب در بین دختران توجه و تأکید به نکات ذیل ضروری است.

1- اعتقاد قلبی و التزام عملی والدین به دستورات دینی و ارائه الگویی عینی و عملی. پدران و مادرانی که در ارتباط با گروه غیر همجنس از وقار و ادب و حیای لازم برخوردارند با رفتار خود نحوه ارتباط سالم و مؤثر با غیر همجنس را به فرزندان خود آموزش می دهند.

گاهی برخی از والدین این سؤال را مطرح می کنند که ما هر دو به این اصل مهم پایبند می باشیم یعنی مادر از حجاب برتر (چادر) و پدر از ادب لازم (در ارتباط با جنس مخالف) برخوردارند. اما دختر نوجوان خانواده، از حجاب مطلوب برخوردار نیست. چرا؟

پاسخ کوتاه و روشن این است که: اصلی ترین ریشه بدحجابی یا پوشش نامناسب خودنمایی است. لذا اگر والدینی که از این کاستی اخلاقی و روانی (خودنمایی) رنج می برند فرزندانی خودنما خواهند داشت. خودنمایی خروجی های آزاردهنده فراوانی دارد؛ از جمله تجمل گرایی، حسادت، غیبت، اتلاف وقت، سفرهای پرخرج، فخرفروشی در زمینه پست، مقام، ثروت، موقعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ... دختران نوجوانی که در این فضا تربیت می شوند همان خودنمایی والدین را از طریق بدحجابی و خودآرایی و نمایش بروز می دهند. بنابراین، صرف با حجاب بودن مادر و ارتباط سالم پدر با گروه غیرهمجنس برای نهادینه سازی حجاب در بین فرزندان دختر کفایت نمی کند. صفت رذیله خودنمایی باید ریشه کن شود. اینجاست که چون صد آید نود هم نزد ما خواهد بود.

2- طرح و تبیین اقناعی و برهانی مسأله حجاب برای فرزندان، از دیگر عوامل پذیرش و پای بندی دختران ما به امر حجاب خواهد بود که نباید مورد غفلت والدین قرار گیرد. صِرف بیان آیات و روایات آنهم با کج سلیقگی و عدم تفصیل و تشریح قانع کننده و عدم بهره بری از عالمان و آگاهان مربوط، نمی تواند فرزندان ما را مجاب و مجذوب حجاب نماید.

پدران و مادرانی که در ارتباط با گروه غیرهمجنس از وقار و ادب و حیای لازم برخوردارند با رفتار خود نحوه ارتباط سالم و مؤثر با غیر همجنس را به فرزندان خود آموزش می دهند

قرار دادن محصولات فرهنگی مناسب در سبد اقتصادی خانواده، اختصاص وقت و هزینه لازم و دعوت از آگاهان و اندیشمندان برای تبیین عملی، عقلی و دینی مسأله حجاب برای فرزندان، از اصلی ترین پیش نیازهای تقویت بنیه فکری و فرهنگی فرزندان در حوزه حجاب و پوشش اسلامی است.

چه خوب است به فرزندانمان بیاموزیم که: لباس اولین سخنگوی ماست. پرچم ملی و مذهبی و نماد و نمود شخصیت ما به شمار می آید. آن کس که شایسته ستایش است محتاج ستایش نیست. کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی تنها را به نمایش نمی گذارد. در تار و تور عنکبوت، حشرات ریز گرفتار می شوند، کبوتر دو بال، هرگز در تار عنکبوت گرفتار نمی شود. کبوتر با دو بال زدن دودمان عنکبوت را بر باد می دهد. درّ گران بها در کنار رودخانه های اطراف شهر بدست نمی آید. باید غواصی کرد و خطر کرد و به عمق دریا نفوذ کرد و صدف با درّ گرانبهایش را بدست آورد. کنار زدن حجاب و پائین کشیدن پرده حیاء بیشترین لطمه و خسارت را به جنس زن زده و خواهد زد. اینکه مدافعان کشف حجاب در جهان را مردان تشکیل می دهد بهترین سند گویایی است که مردان بیش از زنان از کشف حجاب بهره (بصری- جنسی) می برند.

شیطان

فراموش نکنیم که شیطان با تأکید بر ظاهر زیبای خود (آتش) در برابر خدا ایستاد و به چالش پرداخت و رانده شد. نازیدن و بالیدن به جسم از شیطان آغاز شد که من از آتشم و آدم از خاک. آتش زیبا و نورانی نباید بر خاک سجده کند!!

چه خوب است به فرزندانمان بگوییم: وقتی وارد تیم ورزشی خاصی می شوی باید رنگ، مدل لباست هماهنگ با همان تیم باشد. قواعد بازی همان تیم را باید به رسمیت بشناسی. لذا وقتی وارد تیم اسلام می شوی باید همه ی قواعد آن (اعم از پوشش، اخلاق، رفتار در همه عرصه) را بپذیری. این شعار یهودیان است که: آن بخش از دین را می پذیریم که با امیالمان هماهنگ است. به دخترانمان بگوئیم اگر ظاهر خوبی داری برای استفاده خوب از آن، خوب مراقب باطن و ظاهر خود باش. طلافروش به گاوصندوق نیاز دارد نه سبزی فروش.

خلاصه اینکه اگر والدین از بیان آثار و برکات حجاب اسلامی برای فرزندان خود عاجزند از دیگران و کسانی که احیاناً در بین خویشاوندان و آشنایان از بنیه علمی خوبی برخوردارند بهره گرفته و در نشست های خانوادگی بر آگاهی و شناخت فرزندان خود در حوزه حجاب بیفزایند.

کم نیستند دختران باحجاب نوجوانی که بدلیل ضعف بنیه فکری در این زمینه به محض ورود به محیط های بزرگتر (مثلاً دانشگاه) و فاصله گرفتن از والدین رو به بدحجابی و بد پوشی می آورند.

3- معاشرت با خوبان، یکی دیگر از عوامل تقویت کننده باورهای دینی و پای بندی فرزندان ما به ارزشهای دینی از جمله پوشش اسلامی به شمار می آید. معاشرت ها، زمینه های دوستی ها و پیوندها، مسافرت ها، حتی ازدواج های بعضاً تحمیلی را فراهم می سازد. تأثیرپذیری فرزندان نوجوان ما از همسالان و معاشران به شدت بالاست. لذا خویشاوندان و آشنایانی که نسبت به حجاب و اخلاق اجتماعی پای بند نیستند نباید در گروه معاشران ما قرار گیرند.

امر و نهی و نصیحت و تاکیدات تکراری و تهوع آور موجب دوری فرزندان از والدین و همراهی و همدلی با همسالان و آسیب پذیری آنان خواهد شد. لذا همانطور که در سطور قبل گفته شد، یاری گرفتن از آگاهان و عالمان و التزام عملی به دستورات دینی و اخلاقی و ایجاد رابطه ای عاطفی و دوستان ما را از نصایح و امر و نهی های طولانی و بی اثر بی نیاز خواهد ساخت

4- تبعیض بین فرزندان پسر و دختر، از عوامل عمده تحقیر و تزریق احساس حقارت در بین دختران و در نتیجه توسل آنان به خودنمایی و خودآرایی برای تسکین این احساس رنج آور خواهد بود. کمبود محبت، حاکم بودن فرهنگ مردسالاری در خانواده و محدود کردن آزادی های مشروع دختران از اصلی ترین عوامل تضعیف فرهنگ حجاب در بین دختران ما به شمار می آید.

5- کسب حلال- فراموش نکنیم که سلول های مغز انسان به عنوان ظرف و زمینه و ابزار اندیشه و علم و عقل با غذای آلوده مسموم شده و ورودی های سالم و مفید را نمی پذیرند. معده ای که با غذای مسموم آسیب دیده باشد، غذای مطبوع و لذیذ را نمی پذیرد. خداوند متعال می فرماید: کلوا من الطیبات و عملوا الصالحات غذای طاهر و عمل صالح با همند. پس والدین بویژه پدر خانواده باید در کسب و کار خود نهایت تلاش خود را بکار گیرد تا جسم و جان و روح و روان فرزندان خود را آماده پذیرش خوبی ها و زیبایی ها از جمله عفاف و حجاب نماید.

6- محله، مدرسه و محیط زندگی که تأثیرات خارق العاده ای در شکل گیری فکر و فرهنگ و تربیت فرزندانمان دارند باید با تأکید بر ارزشهای دینی و اخلاقی انتخاب شوند. در روش تربیتی مطلوب و مؤثر فرزندان مورد توجه و تربیت غیرمستقیم (قرار دادن آنان در محیطی مناسب) قرار می گیرند. فضای سالم، فرزندانی سالم تربیت خواهد کرد. فضا را دریابید.

7- گاهی ناکامی و شکست در درس و ازدواج و ارتباطات اجتماعی و ... موجب تن دادن به بدپوشی و لاابالیگری می شود. ارتباط آگاهانه و عاطفی والدین با فرزندان آسیب دیده و کاهش و تعدیل توقعات (علمی، ارتباطی و ...) از فرزندان، عوارض ناشی از ناکامی را به حداقل خواهد رساند.

8- امر و نهی و نصیحت و تاکیدات تکراری و تهوع آور موجب دوری فرزندان از والدین و همراهی و همدلی با همسالان و آسیب پذیری آنان خواهد شد. لذا همانطور که در سطور قبل گفته شد، یاری گرفتن از آگاهان و عالمان و التزام عملی به دستورات دینی و اخلاقی و ایجاد رابطه ای عاطفی و دوستان ما را از نصایح و امر و نهی های طولانی و بی اثر بی نیاز خواهد ساخت
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 23:9  توسط یا علی  | 

میلاد پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مبارک

 

ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد

وعده دیدار هرکسی به قیامت
لیلة اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر جمال محمد

وانهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی گیرد از جمال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد



















+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 23:9  توسط یا علی  | 

قرآن ( ترجمه و صوت )

                                    قرآن کریم ( ترجمه و صوت )


                 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 10:28  توسط یا علی  | 

پخش مستقیم حرم امیر المومنین امام علی ع

               السلام علیک یا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب (ع)

 

      

             پخش مستقیم حرم امیر المومنین امام علی ع

                صلي الله عليك يا امير المومنين اخي نبي الله و وليه

                    پخش مستقيم حرم امام حسين عليه السلام كربلا

                    پخش مستقيم حرم أبي الفضل العباس (عليه السلام)

                  پخش مستقيم حرم  الإمامين الكاظمين (عليهما السلام)
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 10:28  توسط یا علی  | 

حيات اجتماعي امام رضا(عليه‌السلام)

   

 میلاد شمس الشموس ، امام رئوف ، ثامن الحجج

« علی بن موسی الرضا علیه السلام »


           بر دوستداران و شیعیان آن حضرت تهنیت باد

حيات اجتماعي امام رضا(عليه‌السلام)

دوران حيات امام هشتم(ع) زمان اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت(ع) و گسترش پايگاه‌هاي مردمي اين خاندان است.
چنان كه مي‌دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته‌اي برخوردار بود و در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي‌كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دل‌ها حكم مي‌راند... نشانه‌ها و شواهد تاريخي ثابت مي‌كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي(عليه‌السلام) از جهت علمي و اجتماعي تا حد بسياري رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام رضا(عليه‌السلام) مسئوليت رهبري را به عهده گرفت. گرچه كه در دوران امامت امام رضا(عليه‌السلام) دو مرحله فعاليت در سال‌هاي خلافت هارون و سال‌هاي خلافت مأمون را مي‌توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگي‌هاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد؛ هنگامي كه نوبت به امام هشتم(عليه‌السلام) مي‌رسد دوران، دوران وضع خوب ائمه(ع) است و شيعيان در همه جا گسترده‌اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي‌شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم(ع) در نهايت تقيّه زندگي مي‌كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل. مثلاً دعبل خزاعي كه درباره امام هشتم(ع) در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي‌زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامعه‌اي كه دعبل خزاعي را مي‌پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضا(ع) است، يا ديگران و ديگران؛ اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر(ص) سابقه‌اي داشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا(عليه‌السلام) و ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده علاقه مردم و جوشش محبتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا(عليه‌السلام) است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا(عليه‌السلام) بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مسئله ولايتعهدي منتهي شد. حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاش‌هاي خود بيفزايد، و فعاليت‌هاي خود را دوچندان كند؛ چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگي‌هاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمين‌هاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. ايشان يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي‌گويد، به مأمون چنين اظهار مي‌دارد: اين مسئله كه بدان وارد شده‌ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته‌ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه‌ها و فرمان‌هايم در شرق و غرب اجرا مي‌شد و گاه نيز بر الاغ خود مي‌نشستم و از كوچه‌هاي مدينه مي‌گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 10:25  توسط یا علی  | 

دستورالعمل آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

دستورالعمل آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به امام خمینی

سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی: چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید.

سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی: چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید. 

روایت اول: (به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)

مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق " ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا" با یکی از روحانیون سرشناس تهران بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.


ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و ...می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛

(سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)

را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 10:24  توسط یا علی  | 

روابط دختر و پسر

روابط دختر و پسر

مسئله ارتباط دختر و پسر (صحبت کردن، دوستی های خیابانی، رابطه تلفنی و اینترنتی و....) از زوایای مختلفی قابل ارزیابی است که در آغاز این بحث، به دو نکته ی مهم آن اشاره می کنیم:
نکته ی اول: ایام جوانی دوره ی شور احساسات، شوق جنسی و نشاط جسمی است. با بیدار شدن قوای مختلف جسمی، توجه به مسائل عاطفی و جذابیت های ظاهری جنس مخالف زیادتر می شود. این بلوغ طبیعی، در پیدایش دوستی ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایی دارد.
نکته دوم: همه ما معتقدیم که انسان موفق کسی است که اهداف مشخص در زندگی داشته باشد و برای رسیدن به آن برنامه ریزی نماید و راه مناسب را انتخاب کند. یک جوان نیز، باید سعی کند راهی را انتخاب نماید که او را به یک زندگی ایده آل و سرشار از آرامش، کمال و شادی برساند.
انسان دارای نیازمندی های روحی و جسمی بسیاری است و برای رسیدن به تکامل و آرامش باید به هر دو بعد مادی و معنوی خود بپردازد؛ از طرفی دین اسلام دارای مجموعه قوانین کامل و جامعی است که به همه ی نیازمندی های انسان توجه نموده و در تعالیم خود، مصالح عمومی و سعادت دنیا و آخرت را مدّ نظر قرار داده است.
بر این اساس، اسلام برای پاس داری از حریم پاک و جلوگیری از انحرافات، رعایت ضوابطی را در روابط دختر و پسر ضروری دانسته و آزادی مطلق و بدون حساب و دوستی ها و عشق بازی های مصطلح امروزی را ناپسند و مردود شمرده است. اسلام صحبت کردن زن و مرد را در مواردی ضروری و در جریان رسیدگی به کارهای روزمره ی زندگی حرام ندانسته است؛ اما برای پیش گیری از پیامدهای سوء احتمالی، آنان را از این گونه روابط بر حذر داشته است.
خداوند در قرآن کریم می فرماید:
(قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَ لِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌبِمَا یَصْنَعُونَ وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا) «به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند! این برای آنان پاکیزه تر است. خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است؛ و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند.» ۱-
در این آیه به صراحت دستور داده شده است که زن و مرد نامحرم به یکدیگر نگاه نکنند و از نگاه های هوس آلود پرهیز نمایند. به راستی، اگر به این آیه ی مبارکه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یکدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه نکنند، آیا دوستی ها و عشق های خیابانی به وجود می آید؟
حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:
نِعمَ صارف الشهوات غضّ الابصار؛ «چشم پوشی از نگاه، بهترین عامل بازداری از شهوت است . -۲

هم چنین، خداوند در قرآن خطاب به زنان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید:
(فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا) «به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید تا بیمار دلی در شما طمع نکند، و به گونه ای شایسته و معمولی سخن بگویید.» -۳ 
به راستی، آیا روابط میان دختران و پسران جوان، با آن میل و کشش جنسی که طبیعت سنّ جوانی است، از نگاه های آلوده و صحبت های هوس انگیز خالی و مبرّاست؟ آیا با در نظر گرفتن این کلام صریح الهی می توان حکم جواز این گونه روابط را صادر نمود؟
شاید عدّه ای مدّعی باشند که ارتباط مورد نظر ماست که از این مسائل به دور باشد! در پاسخ اینان باید گفت: اولاً تجربه و اعترافات زیاد مبتلایان خلاف این را ثابت کرده و ثانیاً اصرار و تأکیدهای فراوانی که امروزه بر این روابط می شود، شاهدی است بر این که انگیزه ی دیگری، هر چند غیر مستقیم و مخفی، در این کار موجود است؛ لذا ممکن است روابطی ایجاد شود که در ابتدا ظاهراً عاری از این گونه مسائل باشد، اما از آنجا که سن جوانی اوج کشش جنسی و عاطفی است؛ به تدریج و بر طبق طبیعت بشری، این روابط، آلوده به نگاه ها، صحبت ها و رفتاریهای هوس آلود می شود. علامه مجلسی در ضمن حدیثی نقل می کند:
«کسی که به حرام دستش را به دست زنی برساند، چون به صحرای محشر در آید، دستش بسته باشد؛ و کسی که با زنان نامحرم، خوش طبعی، شوخی و مزاح کند، خداوند در عوض هر کلمه، هزار سال او را در محشر حبس می کند؛ و اگر زنی راضی شود که مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او خوش طبعی و شوخی کند، بر آن نیز گناهی همانند آن مرد است.» - ۴ 
حال، قضاوت بر عهده ی خواننده محترم است که تشخیص دهد «آیا دوستی های تلفنی، رفت و آمدها و روابط میان دختر و پسر مشمول این آیات و روایات می شود یا خیر؟» آیا باز هم می توان ادعا نمود که این روابط بدون اشکال است؟
روابط دختر و پسر برای ازدواج
نکته ی دیگر که وجود دارد این است که بعضی افراد این روابط را بدین صورت توجیه می کنند که «برای ازدواج، شناخت کامل لازم است و شناخت، بدون ارتباط ممکن نیست!»
در پاسخ باید گفت: بدون تردید، دختر و پسر باید با دیدی باز و با شناختی کامل از استعدادها و خصوصیّات شخصی، شخصیتی اخلاقی و فرهنگ یکدیگر، زندگی مشترک را شروع نمایند، تا در فراز و نشیب های زندگی هم راز و هم دل یکدیگر باشند؛ امّا شناختی کامل و دقیق است که با عقل و خرد و ارزیابی صحیح طرفین به دست آمده باشد؛ لذا باید سعی کنیم از پیش داوری و قضاوت درباره ی دیگران جداً بپرهیزیم؛ زیرا وقتی به کسی علاقه ی وافری داشته باشیم ضعف های او را نمی بینیم و اگر از ابتدا نگرش منفی درباره ی فردی داشته باشیم، خوبی هایش را در نظر نمی گیریم! بسیار روشن است که با دوستی ها و روابط خیابانی و تلفنی دختر و پسر که زیبایی ها و جذّابیت های ظاهری در آنها نقش زیادی دارد و در دنیای احساسات و عواطف غوطه می خورند، شناخت کامل از خصوصیات اخلاقی و سلیقه های فردی حاصل نمی شود.
البته، بعد از مطالعه، تحقیق و دقت های لازم، اگر شرایط مثبت بود و دختر و پسر واقعاً قصد ازدواج با یکدیگر را داشتند، می توانند برای اطمینان بیش تر و ایجاد هماهنگی و آمادگی برای آغاز زندگی، با نامزدی رسمی و شرعی (به صورت عقد موقت) به خواست خویش برسند.
پرهیزها و توصیه های لازم
1ـ باید به این نکته توجه کنیم که روابط آزاد دختر و پسر، نه تنها طرفین را به شناخت مورد نیاز نمی رساند، بلکه چه بسا سبب بدنامی و محرومیت از ازدواج مناسب و در خور شأن آنان می شود.
2ـ هم چنین، غوطه ور شدن در این نوع روابط، جوانانی را که باید در بهترین مقطع از سن خود، به دنبال آموختن علم و کسب تجربه برای آینده ی خویش باشند، در اضطراب و هیجانات بی اساس نگه می دارد و با ایجاد فشارهای روحی و تشویش های درونی، آرامش را از آنان سلب می کند؛ هیچ گاه این جوانان طعم شیرین آرامش، شادی و رضایت را در زندگی خانوادگی نخواهند چشید و همیشه چشم طمع به دیگران خواهند داشت؛ و این دردی است خانمان سوز که درمانی ندارد! اگر نگاهی به کشورهای غربی و غرب زده که در این زمینه آزادی کامل دارند، بیندازیم، چیزی جز مفاسد گوناگون و معضلات مختلف اجتماعی نمی یابیم!
3ـ علاوه بر این ها، دوستی ها و ازدواج هایی که بر این پایه چیده شده اند، بسیار متزلزلند؛ هفته نامه ها و مجلات خانوادگی مملو از غم نامه هایی است که دختر ها و پسرها درباره ی دوستی ها و ازدواج های ناکام خود می نویسند! بسیاری از آنان وقتی شور و اشتیاق اولیه شان برای زندگی فرود می نشیند و با واقعیت های زندگی بیش تر و بهتر روبه رو می شوند، با یکدیگر احساس نوعی بیگانگی و غرابت می نمایند و با عدم تفاهم در زندگی مشترک مواجه می شوند! کم نیستند زوج هایی که به خاطر این نوع ازدواج ها از هم جدا می شوند. واضح است که خود طلاق هم معضلی بزرگ است، هم برای اجتماع و هم برای آن خانواده ی از هم پاشیده!
4ـ از نظر روان شناختی ذهن در استرس ها و تنیدگی ها تمایل دارد، به گذشته خوش خود برگردد از آن جا که در این دوستی ها خوشی های موقتی وجود دارد. پس از ازدواج افراد هنگامی که با اختلاف و ناسازگاری روبرو می شوند، بجای حل مشکل دائماً به یاد گذشته خود با افراد متفاوت می افتند و سپس تنفر از هم دیگر پدید می آید.
5ـ تعالیم حیات بخش اسلام، راه درست و متعادل را به انسان نشان داده، و برای پیش گیری از روابط نامشروع دختر و پسر اصول و ضوابط اخلاقی و در دوره جوانی، ازدواج را توصیه نموده است.
6ـ طبق نظر مشاوران امور خانواده، پس از ازدواج حاصل از این دوستی ها خوره بدبینی به زندگی می افتد. مرد به زن و زن به مرد بدبین می شوند با این نگرش که از کجا معلوم او که در خارج از عرف و شرع با من دوست شد با دیگری دوست نشود.
7ـ در پایان، توصیه می شود، جوانان عزیز عفت و پاکدامنی پیشه کنند و دامان خود را به اینگونه روابط آلوده نسازند. و گام های اساسی برای پیشرفت و تعالی خود بردارند.
منابع کمکی:
1ـ مقیمی حاجی، ابوالقاسم، نظر اسلام درباره روابط دختر و پسر، صباح، شماره 7ـ8.
2ـ احمدی، علی اصغر، روابط دختر و پسر، تهران، انجمن اولیا و مربیان.


 -۱ . نور، 30-31. 
 -۲ . محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، (مکتبه الاعلام الاسلامی، 1371)، ج1، ص 72. 
 -۳ . احزاب، 32. 
 -۴ . علامه مجلسی، عین الحیوه، ص 140.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 10:13  توسط یا علی  |